۱۳۹۹ فروردین ۱۴, پنجشنبه

شبِ چهلم

حکایات روایت شده در این قسمت:


  • باقیِ حکایتِ ایوب و فرزندان

مفتول: (اسم) رشته‌یِ باریکِ پیچیده شده، و (صفت) پیچ و تاب داده شده.
مغلول: بسته به غل و زنجیر

۱۳۹۹ فروردین ۲, شنبه

۱۳۹۸ اسفند ۱۸, یکشنبه

شبِ سی و هشتم

حکایات روایت شده در این قسمت:


  • باقیِ حکایتِ ایوب و فرزندان
  • حکایتِ صواب، غلامِ اول
  • حکایتِ کافور، غلامِ دوم

در خوانشِ شبِ سی و هشتم، جمله‌یِ نخست را خودم به متن اضافه کردم: "پس غلامان همه موافقت کردند که یک به یک سرگذشتِ خویش بیان کنند." همچنین، در حکایتِ کافور، عبارتِ "با رویِ گشاده" را عوض کرده، "بی چادر و روبنده" خواندم.

۱۳۹۸ بهمن ۲۶, شنبه

۱۳۹۸ بهمن ۲۰, یکشنبه

شبِ سی و ششم

حکایات روایت شده در این قسمت:


  • باقیِ حکایتِ دو وزیر
  • حکایتِ ایوب و فرزندان

در خوانشِ شبِ سی و ششم، چند بار از واژه کرّت استفاده شده بود، که به جایِ آن واژه مرتبه را آوردم.

۱۳۹۸ بهمن ۳, پنجشنبه

شبِ سی و پنجم

حکایات روایت شده در این قسمت:


  • باقیِ حکایتِ دو وزیر

قندیل: مشعلی که از سقف آویزان می‌کنند.
جبه: جامۀ گشاد و بلند که روی جامه‌های دیگر می‌پوشند.

یکی از تغییراتی که در متنِ حکایتِ شبِ سی و پنجم دادم در مصرعِ اولِ از بیتِ دومِ نظمی است که نورالدین در شرحِ حالِ خود بیان می‌کند، از آن رو که خوانشِ سختی داشت، و "کنیزکی از بهرِ شادی‌ام بخرید" را به جایِ "یکی کنیزکی بهرِ نشاطِ من بخرید" خواندم.

۱۳۹۸ دی ۲۷, جمعه

شبِ سی و چهارم

حکایات روایت شده در این قسمت:


  • باقیِ حکایتِ دو وزیر

مصطبه: سکو، جایگاهِ ویژه
دبوس: گرزِ آهنی
قنینه: ظرفِ شراب، صراحی
قرابه: ظرفِ شکم‌دار با دهانی باریک و مخصوص شراب و سرکه
ساتکین: پیاله
قلاش: بی‌چیز
نرگس: استعاره از چشمِ خمار
جماش: فریبنده
هبا: گرد و غبار