‏نمایش پست‌ها با برچسب دو وزیر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دو وزیر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ بهمن ۲۰, یکشنبه

شبِ سی و ششم

حکایات روایت شده در این قسمت:


  • باقیِ حکایتِ دو وزیر
  • حکایتِ ایوب و فرزندان

در خوانشِ شبِ سی و ششم، چند بار از واژه کرّت استفاده شده بود، که به جایِ آن واژه مرتبه را آوردم.

۱۳۹۸ بهمن ۳, پنجشنبه

شبِ سی و پنجم

حکایات روایت شده در این قسمت:


  • باقیِ حکایتِ دو وزیر

قندیل: مشعلی که از سقف آویزان می‌کنند.
جبه: جامۀ گشاد و بلند که روی جامه‌های دیگر می‌پوشند.

یکی از تغییراتی که در متنِ حکایتِ شبِ سی و پنجم دادم در مصرعِ اولِ از بیتِ دومِ نظمی است که نورالدین در شرحِ حالِ خود بیان می‌کند، از آن رو که خوانشِ سختی داشت، و "کنیزکی از بهرِ شادی‌ام بخرید" را به جایِ "یکی کنیزکی بهرِ نشاطِ من بخرید" خواندم.

۱۳۹۸ دی ۲۷, جمعه

شبِ سی و چهارم

حکایات روایت شده در این قسمت:


  • باقیِ حکایتِ دو وزیر

مصطبه: سکو، جایگاهِ ویژه
دبوس: گرزِ آهنی
قنینه: ظرفِ شراب، صراحی
قرابه: ظرفِ شکم‌دار با دهانی باریک و مخصوص شراب و سرکه
ساتکین: پیاله
قلاش: بی‌چیز
نرگس: استعاره از چشمِ خمار
جماش: فریبنده
هبا: گرد و غبار

۱۳۹۸ مهر ۳۰, سه‌شنبه

شبِ سی و دوم - بخشِ دوم

حکایات روایت شده در این قسمت:


  • حکایتِ دو وزیر

آس کردن: ساییدن
تیز: گوز
عقیق: سنگی است قرمز که از آن انگشتر سازند.
سوده: گداخته و مذاب
ساده پرند: نوعی پارچه یِ ابریشمینِ ساده. در اینجا مراد آن است که پسر بسیار جوان است و هنوز مویی بر رُخَش نرُسته.
غالیه: بوی خوشی مرکب از مشک و عنبر و باله به رنگ سیاه که موی را بدان خضاب کنند. (فرهنگِ معین)